محمد رياض
55
احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى )
انتظار ميكشيد كه جنگ مذكور كي پايان مىيابد وسلطان شهاب الدين برمىگردد ؟ ناچار خود سيد در جايگاه جنگ رسيد واز نفوذ خود استفاده كرده آن آتش كينه را خاموش گرداند « 1 » . بنابر پيشنهاد سيد سلطان فيروز شاه تغلق قبول كرد تا حدود وى هند مزبور همهء نواحي را در اختيار سلطان شهاب الدين بگذارد وهر دو پادشاه آن ناحية را بعنوان مرز قبول كردند . سيد برهمين آشتى موقتى اكتفا نكرد بلكه تحت حكمت عملي خود بين هر دو پادشاه متخاصم روابط خويشاوندى درست گردانيد : سه دختر فيروز شاه تغلق را به ترتيب بنامزدى سلطان قطب الدين ( وليعهد سلطان شهاب الدين ) وحسن خان ( پسر سلطان شهاب الدين ) وسيد « 2 » حسن بهادر سمنانى ( پسر مير سيد تاج الدين بيهقى سمنانى ) درآورد وچندين روز بعد ازدواجها عملي شد « 3 » . على همداني بعد از اطفاى نايرهء فتنهء جنگ ، به كشمير برگشت . أو مبلغان وواعظان را دستوراتى داد . سلطان شهاب الدين وعمال سلطنت را پند واندرز داد وأو را وأدار كرد كه مدارس وخانقاهها را بنا كند ودر ترفيه مردم بكوشد . سپس أو براي حج عازم بيت اللّه شريف گرديد . از اين به بعد أو زيادة از شش سال در جهان گردى وتبليغ دين در نقاط همجوار مشغول بوده است . على همداني در سال 781 ه يعنى در دورهء سلطنت سلطان قطب الدين دوباره به كشمير آمد . سلطان قطب الدين ومادر أو « 4 » هر روز از محضر سيد استفاده ميكردند ودر مجلس وعظ وارشاد أو شركت ميجستند . ميگويند اين سلطان وبقول بعضي برادرش شهاب الدين بربناى اشتباه دو خواهر حقيقي را در حباله ازدواج خود درآورده بود واين عمل ( اجتماع أختين ) خلاف شرع اسلام است . على همداني به سختى اين عمل را غير اسلامى تلقى كرد وسلطان يكى از دو زن خود را طلاق داد . بنا بر دستور سيد سلطان قطب الدين لباس خانوادگى
--> ( 1 ) - كشير 1 ، ص 84 تا 92 . ( 2 ) - أمير عساكر سلطان شهاب الدين بود . ( 3 ) - تاريخ حسن ، ج 2 ، ص 171 - 172 . ( 4 ) - اسمش بىبى حورا واين زن باسواد در أمور سياسي ونظامى دخيل بوده است . كشير 3 ، 387 .